بلاخره اسفند هم اومد هر سال اسفند اولاش حس خوبی دارم خب چون تولدمه ۵ اسفند ولی اواخرش و دوست ندارم چون میشه نزدیک عید و دور میشم از شروین
ولی امسال اصلا دلم نمیخواست اسفند بیاد ولی انگار روزا باهام لج کرده بودن چون مثل برق و باد گذشت و شد اسفند و من پر از استرسم شروین انگار کاری نمیخواد بکنه و جوجه هم الان یکماهیه که پیششه و خیلییی خیلییی کم همدیگرو میبینیم و از طرف دیگه اولتیماتوم خانواده واسه اسفند بود و شروین حرفی نمیزنه اصلا و چند باری که من بهش گفتم گفت تو استرس نداشته باش خودم حلش میکنم نمیدونم دیگه چیکار کنم
دلنوشته های یک عاشق...
ما را در سایت دلنوشته های یک عاشق دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 128