اشتباهه که میگن زندگی با به دنیا اومدن شروع میشه زندگی از اونجایی شروع میشه که یه نفر میخنده و خنده هاش با بقیه فرق داره ...
از من وقتی میپرسن چی شد عاشق شدی میگم اون روز وقتی توی خیابون از جلوم رد شدی و لبخند زدی حس کردم یه نسیم خنک توی قلبم وزید حس کردم فرق داری با همه واسم... آره لبخند زدی و عشق شروع شد...
این روزا دارم درد میکشم ذهنم مشغوله و هزار تا سوال توش میچرخه استرس لحظه ای ولم نمیکنه ولی باز هم نمیتونم و نمیخوام که ازت دست بکشم در آینده اگر یه روزی ازم بپرسن عشق یعنی چی میگم یعنی درد و درد و درد میگم درد عشقی که کشیده ام که مپرس ... تو فوق العاده ای شروین امیدوارم سرانجام همه ی این دردا داستان زندگیم با تو ادامه پیدا کنه
دلنوشته های یک عاشق...ما را در سایت دلنوشته های یک عاشق دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 120