خسته ام

خرید بک لینک

 چرا همه از مهربونیه من سواستفاده میکنن؟ 

مگه من چیکار کردم که انقدر باید اشک بریزم؟ 

چرا هیچ کس به فکر دل من نیست؟ چرا هر کی از راه میرسه فقط فکر اینه که از من سو استفاده کنه؟ 

خسته ام خیلی خسته دلم میخواد فرار کنم برم یه جایی که کسی و نشناسم برم جایی که هیچ خیابونی با کسی خاطره نداشته باشم 

دلم میخواد از خودم فرار کنم 

خسته ام از این که الکی نقاب آدمایی رو زدم که حالشون خوبه 

حالم خوب نیست درد دارم روحم خستس درد میکنه درونم بابا مگه من چی کار کردم که لایق این همه زجر باشم؟ چرا خدا منو عاشق کرد  چرا هیچ کس منو نمیفهمه؟ چرا همه میگن ازدواج کن مگه چقدر بار اضافیم؟ چرا زندگیه من همیشه پر از چالشه؟ من آرامش میخوام خواسته زیادیه؟ من خسته ام از درد کشیدن از اشک ریختن از دلتنگ بودن من خسته ترین عاشق این دنیام چرا نمیمیرم؟ چرا یهو نفسم بند نمیاد؟ انگار خدا لذت میبره از دیدن اشکای من ...

من دیگه حتی جرات خودکشی رو هم ندارم کاش داشتم کاش جرات اینو داشتم که خودمو خلاص کنم 

من دارم ذره ذره زجر کش میشم و هیچ کس نمیبینه همه از دور میبینن میگن خوش به حالش خانواده خوب و پولدار همه چی اوکی خودشم که همیشه داره میگه میخنده هیچ کس شبای من و ندیده هیچ کس نمیدونه پشت این شوخیا و خنده ها یه آدمه که داره ذره ذره نابود میشه هیچ کس نمیفهمه پشت قهقهه هام هزار تا درد و زجر و گریس هیچ کس جز بالشتم اشکامو نمیبینه 

من خسته ام نمیشه از خودم طلاق بگیرم؟ چجوری یه آدم که از خودش خسته شده میتونه طلاق بگیره از خودش؟ 

من خسته ام 

چرا هیچ کس به داد دل نابود من نمیرسه؟ 

چرا شروین این همه عشق من و نمیبینه؟ چرا از خواهرم گرفته تا غریبه همه از من سو استفاده میکنن؟ 

نمیبینن دارن چه بلایی سر روح من میارن؟ 

من خسته ام از کار کردن خسته ام از نفس کشیدن خسته ام از بس دوویدم و نرسیدم 

پس کی نوبت من میشه؟ 

دلنوشته های یک عاشق...

ما را در سایت دلنوشته های یک عاشق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 165 تاريخ: شنبه 1 آذر 1399 ساعت: 20:06

صفحه بندی