اراده
-
تاریخ: 1400/11/14 ساعت: 13:18
[unable to retrieve full-text content]من از عهده هر کاری که اراده اش را کنم بر میام به جز دوست نداشتن تو بجز ننوشتن از تو به جز نخواستن تو ...
دروغ
-
تاریخ: 1399/9/1 ساعت: 20:06
در حضور دیگران میگویم تو محبوب من نیستی و در ژرفای وجودم میدانم چه دروغ ی گفتهاممیگویم میان ما چیزی نبوده استتنها برای اینکه از دردسر بهدور باشیمشایعات عشق را، با آن شیرینی، تکذیب میکنم و
خسته ام
-
تاریخ: 1399/9/1 ساعت: 20:06
چرا همه از مهربونیه من سواستفاده میکنن؟ مگه من چیکار کردم که انقدر باید اشک بریزم؟ چرا هیچ کس به فکر دل من نیست؟ چرا هر کی از راه میرسه فقط فکر اینه که از من سو استفاده کنه؟ خسته
ای کاش در کنارم بودی
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 22:32
باورم نمی شود...xa0xa0کاش در کنارم بودی...xa0xa0xa0کاش میتوانستم تو را در آغوشم بگیرم و نوازش کنم....xa0xa0باورم نمیشود....xa0که از من اینهمه دور هستی و فاصله بین من و تو بیداد میکند....xa0xa0 کاش می توانستم دستانت را بگ
دردهایی که میکشم و دم نمیزنم
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 22:32
حال روحیم افتضاحه خسته شدم از نقش بازی کردن که حالم خوبه و همه چی اوکیه نه حالم خوب که نیست هیچی افتضاحه از افتضاح هم افتضاح تره بغض تو گلوم شده مثل یه خنجر که دائم بزرگ و بزرگتر میشه دلم یه گوشه دنج
همه میگن که میری منو ترکم میکنی
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 22:32
همه میگن که میری منو ترکم میکنینمیدونن بیشتر از هر کی تو درکم میکنینمیدونن منو تو جونمون بسته به همنمیدونن تو تمومه غمامو کم میکنیهمه میگن نباید به تو وابسته بشمآخه مگه میشه من از عشق تو خسته بشماونا
باران
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 22:32
نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزدولی باران نمیداند که من دریایی از دردمبه ظاهر گرچه میخندم ولی اندر سکوتی تلخ میگریمxa0xa0xa0
شروع زندگی
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 22:32
اشتباهه که میگن زندگی با به دنیا اومدن شروع میشه زندگی از اونجایی شروع میشه که یه نفر میخنده و خنده هاش با بقیه فرق داره ...از من وقتی میپرسن چی شد عاشق شدی میگم اون روز وقتی توی خیابون از جلوم رد شدی
بهونه ی قشنگ من برای زندگی
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 22:32
سلام بهونه قشنگ من برای زندگیآره باز منم همون دیوونه ی همیشگیفدای مهربونیات چه می کنی با سرنوشتدلم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشتحال من رو اگه بخوای رنگ گلای قالیهجای نگاهت بد جوری تو صحن چشما
خواهش
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 22:32
اونکه این روزا رویاهات تو هر نگاهشهاونکه هر لحظه می ترسی از تو جدا بشهاونکه لبخندش همرنگ دنیای سادتهواسه دیدنش هر لحظه چشمت به ساعتهاون دنیامه تا آخرین نفس تو زندگیم برام مقدسههمین که دیدمش واسه تموم
لرزش دستام
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 22:32
لرزش دستام برگشته خیلی وقت بود دستام نمیلرزید حالا برگشته و بیشتر از قبل میلرزهxa0 دلیلش آرامشیه که دیگه ندارم خیلی تلخه خیلی درد داره خیلی دارم اذیت میشم دیشب غش کردم یهو بی دلیل و خب احتمالا از اعصابمه و ما هیچ و ما نگاه فقط دارم روزارو شب میکنم و شبارو روز و داغون و داغون تر میشمxa0
برزخ
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 22:32
تو هزارو یک فکر داری و من تنها یک فکر تو هزار و یک دغدغه داری و من تنها یک دغدغه ولی میدونی به نظر من کسی که هزار و یکی فکر و دغدغه داره از کسی که تنها یک دغدغه داره خیلی راحت تره میدونی چرا چون وقتی
خواب یا واقعیت؟
-
تاریخ: 1398/12/23 ساعت: 10:00
هنوزم باورم نمیشه عکسامونو نگاه میکنم هی تا مطمئن شم خواب نبوده مامان اینا رفتن شمال و من نرفته بودم دیشب واسه اولین بار قیمه درست کردم و به شروین گفتم فردا بیا قیمه رو امتحان کن امروز بهش گفتم میای گ
جنگ
-
تاریخ: 1398/12/23 ساعت: 10:00
کاش بشه وقتی که داری ور میری با گوشیت دستت بره رو اسممکاش بشه آخر قصه برسم یه جایی که بگم دیدی تونستمxa0کاش بشه راهت بخوره رد شی از این دور و ورا یه سری بهم بزنیبا اینکه خورد شدم دوست ندارم بشکنی تو مید
آهنگ
-
تاریخ: 1398/12/23 ساعت: 10:00
هر موقع که میبینمتدست رویه قلبم میذارمدست خودم نیست به خداکه اینجوری دوست دارمسر به سرم بذاری امهر چی سرم بیاری امبگی دوسم نداری ام دوست دارمپشت سرت هر چی بگندیه دنیا دشمنم بشندیکم دروغم بگی به من دوس
عشق تو ریشه در اعماق وجودم دارد
-
تاریخ: 1398/12/23 ساعت: 10:00
xa0اگه میخوای بدونی یه نفر و خیلی دوست داری به بعدها فکر کن ببین وقتی پیر میشه مریض میشه وقتی بی حوصلس وقتی با کل دنیا دعوا داره حتی تویی که بی خبر تو خونه نشسته بودی بازم دوسش داری؟ وقتی کلافس و به خود
زهر عشق
-
تاریخ: 1398/12/23 ساعت: 10:00
تو را من زهر شیرین خوانم ایxa0عشق،xa0که نامی خوشتر از اینت ندانم.xa0وگر – هر لحظه – رنگی تازه گیری،xa0به غیر از زهر شیرینت نخوانم.xa0تو زهری، زهر گرم سینهسوزی،xa0تو شیرینی، که شور هستی از توست.xa0شراب جام خورشیدی
اسفند
-
تاریخ: 1398/12/23 ساعت: 10:00
بلاخره اسفند هم اومد هر سال اسفند اولاش حس خوبی دارم خب چون تولدمه ۵ اسفند ولی اواخرش و دوست ندارم چون میشه نزدیک عید و دور میشم از شروینxa0ولی امسال اصلا دلم نمیخواست اسفند بیاد ولی انگار روزا باهام لج
تولد ۲۷ سالگی
-
تاریخ: 1398/12/23 ساعت: 10:00
خب الان ۲۷ ساله شدم و امروز تولدم بودxa0یه حلقه ی خوشگل شروین واسم خرید هر چقدر هم بهش گفتم طلا نه گفت نه میخریم و انقدر دوووووسش دارم خیلییییی خوشگله ...راستش یکمی ناراحتم از اینکه به ۳۰ سالگی دارم نزد
روزای بد
-
تاریخ: 1398/12/23 ساعت: 10:00
روزای خوبی نیست حالمم خوب نیست ناراحتم هستم توام یه خط در میون جواب میدی کلا روزای بدیه کاش زودتر تموم شهxa0