
دلم به شدت گریه میخواد امروز بله برون داییم بود نرفتم بهونه پنیو آوردم که نرم شروینم اصرار کرد که برو ولی دلم نمیخواست به خودم که نمیتونم دروغ بگم حسودیم شده بود به شروینم گفتم من دلم میخواست الان جای اون دختره باشم منم دلم خوشحالی اینشکلی میخواد استرسای قشنگ اینشکلی استرسی که تهش شیرینه دل آدم قیلی ویلی میره ولی این غم سنگین توی دلم و نمیدونم چجوری خالی کنم چیکار کنم که آرامش داشته باشم همه چی دارم و هیچی ندارم هر چیزی که باعث آرامشه هست ولی انگار نیست انگار نمیتونم لذتی ببرم از هیچی حتی از پنی...
ادامه مطلب
تو چشم اشک زیاده ولی افسوس نمیاد ♭◦گریه ام حالی می خواد گریه ام حالی می خواد ♫تو چشم اشک زیاده ولی افسوس نمیاد ღگریه ام حالی می خواد گریه ام حالی می خواد ♭◦می خوام بنالم اما نمونده جای ناله ♫خدایا این چه روزه خدایا این چه حاله ღتنگ نفس خدایا تو غربت غریبی ♭◦راه گلوما بسته بغض یه درد پنهون ♭◦تو چشم اشک زیاده ولی افسوس نمیاد ♫گریه ام حالی می خواد گریه ام حالی می خواد ღندارم دیگه حساب سال و ماه و روز هفته ♭◦غیر یک سایه چی مونده از تموم عمر رفته ♭◦عمریه کردم تحمل بازی بود و نبودو ♫چشیدم تلخی زهر نیش...
ادامه مطلب
می دونی؟ یه اتاقی باشه گرمه گرم، روشنه روشن، با بوی عود تو باشی، منم باشم کف اتاق سنگ باشه، سنگ سفید تو منو بغلم کنی که نترسم، که سردم نشه، که نلرزم می دونی؟ تو بغلم کردی اینجوری که توت کیه دادی به دیوار، پاهاتم دراز کردی منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکیه دادم، با پاهات محکم منو گرفتی، دو تا دستتم دور من حلقه کردی بهت میگم چشماتو می بندی؟ میگی آره، بعد چشماتو می بندی بهت میگم برام قصه میگی؟ تو گوشم؟ میگی آره، بعدش شروع می کنی تو گوشم آروم آروم قصه گفتن، یه عالمه قصه ی طولانی و بلند، که هیچوقتی تموم نمیشن می دونی؟ میخوام رگ بزنم، رگ خودمو، مچ دست چپ، یه حرک...
ادامه مطلب