ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی دردی ست درین سینه که همزاد جهان استاز داد و وداد آن همه گفتند و نکردند یا رب چه قدر فاصله ی دست و زبان استخون می چکد از دیده درین کنج صبوری این صبر که من می کنم افشردن جان است...