

خورد و خاکشیر شدم تکه هامو جمع کردم نقاب صورتمو صاف کردم و به همه نشون میدم که حالم بهتر از این نمیشه و چقدر داره بهم خوش میگذره ولی از تو دارم نابود میشم هیچ وقت فکر نمیکردم اتفاقی که آرزوشو داشتم اینجوری باعث نابودیم بشه ... خدایا این ضربه آخرت بود دیگه
برچسب:
نویسنده: نیکی جلالی